کشورهای غربی، بعد از دولت ترامپ، چقدر واقع بینانه میتوانند به برجام برگردند


علارغم مخالفت شدید کمپین انتخاباتی ترامپ به نتایج انتخابات 2020، برخی از رسانه ها جو بایدن را به عنوان رییس جمهور آینده ایالات متحده معرفی میکنند. این موضوع موجی از “امیدواری” را در بین رهبران جهان برانگیخت که باور دارند تصمیمات یک جانبه دولت آمریکا تحت هدایت ترامپ به پایان میرسد و ایالات متحده با در آغوش گرفتن متحدان قدیمی اروپایی به دنبال بازسازی سیاست خارجیش خواهد بود همانطور که جو بایدن از تعهدش به بازگرداندن آمریکا به توافق پاریس و توافق هسته ای با ایران خبر داده است.

بهبود احتمالی روابط بین اروپا و آمریکا نبایستی بزرگنمایی شود

جو بایدن مشخصا شخصیت کاملا متفاوتی از ترامپ را نمایندگی میکند. با این وجود، اروپا نمیتواند روابطش با آمریکا را تنها به خاطر شخصیت بایدن به خطر بیاندازد بدون اینکه پشتوانه سیاست خارجی اروپا را پیش بینی نکنند. فوانسوا اولاند، رییس جمهور سابق فرانسه باور دارد که “پیروزی جو بایدن نوعی از مماشات را بر میگرداند که دیالوگ در دو سوی آتلانتیک را بر روی موضوعات کلی مانند آب و هوا، ایران، و رابطه با چین ممکن میکند. پیروزی نهایی او به شرایطی که در دوران اوباما شاهد بودیم و یا حتی برخی از بیانات ترامپ را منجر نخواهد شد. او در هر حال دیدگاه محافظه کارانه ای که در کشورش وجود دارد را در نظر میگیرد. در نهایت، ایالات متحده دیگر نمیخواهد نقش پلیس جهان را بازی کند و قصد ندارد امنیت اروپا را به صورت نامحسوس بر عهده بگیرد. (لو سوار 18 اکتبر 2020)

کارولین گالاکتروس، ژئوپولتیشن، باور دارد که اروپا بیشتر از نبود یک دیدگاه استراترژیک در سیاست خارجیش رنج میبرد. وی در یک مصاحبه با اکو (6 نوامبر 2020) میگوید: “ما باور داریم چیزها بدون اینکه تصحیحشان کنیم درست میشوند و اینکه ما دیگر نمیدانیم چگونه رهبری کنیم. با ترامپ اروپا خود را در برابر شهوت دیگر بازیگران، یتیم و برهنه بافت… جو بایدن میتواند در فرم تغییراتی ایجاد کند، مخصوصاً با اروپایی ها. او پیشتر خواهان بازگشتن به توافق پاریس شده است.” با این وجود در مورد توافق هسته ای ایران کارولین گالاکتروس همانگونه فکر نمیکند. تو اذعان داشت: “توافق هسته ایران باید از نو بررسی شود و منافع آمریکا و اسراییل در آن دخیل است.

در کل، متخصصین پیش بینی میکنند که دولت ایالات متحده سعی خواهد کرد به مسیر قبلی اوباما بازگردد اما اینکه دستاورد زیادی در دور اولش داشته باشد دور از انتظار است زیرا بسیاری از کارهاست که باید معکوس شوند در حالی که اتحادیه نسبت به انتخابات 4 سال بعد در آمریکا نگران خواهد ماند. علاوه بر این، حضور بایدن در کاخ سفید و روابط بهتر با اتحادیه میتواند برنامه سیاسی آمریکا در قبال ایران را منسجم تر کند. علی الخصوص وقتی که اروپا نسبت به افزایش فعالیت های تروریستی در خاک اروپا و پرونده دادگاه دیپلمات تروریست ایرانی نگران است.

زمین بازی ایران و خاورمیانه برای اروپا و آمریکا متفاوت است

سیاست “فشار حداکثری” ترامپ در خصوص ایران اقتصاد این کشور را مچاله کرد و ایران را از بسیاری از منافعی که از برجام داشت محروم کرد. بایدن میخواهد به توافق هسته ای برگردد اما او نیاز دارد تا بازیگران مهمی مثل عربستان و اسراییل را نیز متقاعد کند. علاوه بر این او به برجامی که در سال 2015 امضا شد باز نخواهد گشت، وقتیکه ایران بسیاری از تعهداتش را زیر پا گذاشته است و برنامه موشکهای بالستیک خود را ادامه میدهد. درکنار آن، دموکرات علاقه ای ندارند که به آیت الله تعظیم کنند وقتی که توافق دو حزبی در مورد سیاست ترامپ در قبال ایران وجود دارد. قطعنامه 734 که حمایت 221 نماینده کنگره آمریکا را دریافت کرد حمایت ایران از تروریسم را محکوم میکند و از خواست مردم ایران برای دموکراسی، سکولاریسم، و یک ایران غیر هسته ای برای یک جمهوری در ایران حمایت میکند. بنابراین در چشم سیاستمداران آمریکایی چیزی در مورد ایران تغییر نکرده است که بایدن بخواهد آن را مهار کند. بلکه آن ها اروپا را به عنوان متحدانشان برای پیشبرد برنامه هایشان در قبال ایران در کنار خود خواهند داشت.

فاکتور دیگر خود ایران است. دونالد ترامپ سیاست فشار حداکثری خود را آغاز کرد، نه به خاطر اینکه عاشق این کار بود بلکه اعتراضات در ایران به گونه ای رادیکال شد که راهی جز این مسیر باقی نگذاشت. ترامپ بارها از مقامات ایرانی خواستار آغاز دور جدیدی از مذاکرات شد و حتی باور دارد که در دوم این کار را خواهد کرد. اما بیایید اقدامات ترامپ را با وارد کردن عنصر مردم ایران و مقاومتشان بررسی کنیم.

بعد از قیام گسترده در دیماه 96 در ایران ترامپ از برجام خارج شد. در سخنرانی آبان ماه 97 در مجلس رژیم، حسن روحانی گفت که اگر قیام دیماه نبود، ترامپ هیجوقت از برجام خارج نمیشد. یک کار مهم دیگر ترامپ، حذف قاسم سلیمانی بود که سالها در لیست تروریستی اروپا و آمریکا بود. دوباره این ترامپ نبود که این تصمیم را گرفت، قیام آبان 98 که بیش از 1500 شهید غیر مسلح آن توسط نیروهای سپاه در خیابان های ایران کشته شدند، چنان بنیان های رژیم را لرزاند که ترامپ برای حذف قاسم سلیمانی با یک اشاره چشم دیگر شکی نداشت.  بایدن نیز این اقدام ترامپ را تایید کرده است. او در بیانیه خود مینویسد: “هیچ آمریکایی برای قاسم سلیمانی عزاداری نخواهد کرد. او مستحق این بود که عدالت در موردش اجرا شود به خاطر جنایاتش در قبال نیروهایی آمریکایی و هزاران بی گناه درگر در منطقه.”

مقاومت ایران یک بازیگر کلیدی که نمیتوان نادیده گرفت

در نتیجه، بدون اینکه مهم باشد که یک جمهوری خواه در مسند است یا یک دموکرات، سیاست خارجی آمریکا در قبال جهان تغییر جندانی نمیکند. شاید بایدن از زبان تند ترامپ استفاده نمیکند اما او نیز مطابق منافع آمریکاییان عمل خواهد کرد  و آمریکا را در اولویت دارد. با این وجود، وضعیت ایران متفاوت است، زیرا تعادل قوا تنها بین رژیم ایران و کشورهای غربی نیست. یک بازیگر کلیدی در صحنه سیاسی ایران برخواسته که آن مقاومت ایران با حمایت مردم و کانون های شورشیست. شورای ملی مقاومت استراتژی کانون های شورشی خورد را در سال 2012 اعلام کرد و تواناییش را در سازماندهی قیامهای سراسری به اثبات رسانده است و به این سازماندهی برخلاف امیال قدرت های جهانی ادامه خواهد داد.

 

علی باقری (چاپ شده در سایت خبری اتحادیه اروپا – ای یو ریپورتر)