250 قانونگذار: “به صدای مردم ایران گوش دهید”


روز شنبه 12 سپتامبر، نوید افکاری 27 ساله، قهرمان کشتی ایران که در اعتراضات آگوست 2018 دستگیر شده بود، توسط رژیم ایران در زندان به قتل رسید. آنها با اتهامات واهی و بدون داشتن هیچ مدرکی علیه نوید، او را شکنجه کردند تا مجبور به اعتراف شود. او در دادگاه فریاد زد که شکنجه شده و خواستار ارائه هر گونه مدرک علیه خود شد، اما آنها هیچ سندی نداشتند. علیرغم یک کارزار اینترنتی گسترده به رهبری خود ایرانیان، که مورد حمایت دنیای ورزش، رهبران جهان و سازمان های حقوق بشری قرار گرفت که برای جلوگیری از اعدام وی در کنار هم ایستادند، وی را کشتند و خانواده اش را مجبور کردند که در سکوت او را به خاک بسپارند. وی از دادرسی عادلانه محروم شده و طبق گزارشات اخیر، قبل از اعدام نیز به شدت شکنجه شده بود.

قتل نوید با بازتاب گسترده ای در رسانه ها و محکومیت های بین المللی روبرو شده است، منجمله در همان هفته کشورهایی مانند آلمان سفر برنامه ریزی شده جواد ظریف وزیر خارجه ایران را لغو کردند.

 طبق بیانیه کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل، نوید به دلیل شرکت در تظاهرات کشته شد و این کار با هدف ارسال پیام ترس به سایر معترضان انجام شد.

در حال حاضر هزاران نوید به جرم اعتراض به دیکتاتور در زندان های ایران وجود دارد. عفو بین الملل اخیراً گزارشی تکان دهنده از سرنوشت معترضین در زندانها منتشر کرده است، که درک بهتری از آنچه در داخل زندانهای ایران میگذرد ارائه می دهد.

برادران نوید، وحید 35 ساله و حبیب 29 ساله به اتهامات ساختگی با اعترافاتی که تحت شکنجه گرفته شده است، مجموعا به 81 سال زندان و تحمل شلاق محکوم شده اند. طی ماههای گذشته، زندانیان سیاسی کُرد، هدایت عبدالله پور، دیاکو رسول زاده و صابر شیخ عبدالله و همچنین مصطفی صالحیِ معترض اعدام شدند. با این حال، تاکنون کمپین های گسترده از طریق اعمال فشارهای بین المللی، برای متوقف کردن اعدام پنج معترض در اصفهان و سه معترض در تهران موفقیت آمیز بوده است. گزارش ها حاکی از آن است که حداقل سی معترض که سازمان های حقوق بشری از آنها اطلاع دارند در حال حاضر در ایران در معرض اعدام هستند.

 سابقه وحشتناک نقض حقوق بشر رژیم آیت الله ها در جهان بخوبی شناخته شده است. برای شناخت بهتر ماهیت این رژیم، درک این نکته بسیار مهم است که سرکوب، شکنجه و کشتار مردم در داخل ایران از طرفی، و ویرانی کشورهای خاورمیانه توسط آن و بیش از چهار دهه سیاست جنگ افروزی و گسترش تروریسم در سطح جهانی دو روی یک سکه است. این اجازه دادن به این رژیم برای دستیابی به منابع مالی و اسلحه است که خشونت شدید آن را امکان پذیر میکند.

سیاست معمول مماشات از سوی کشورهای اروپایی برای دهه ها پیام غلطِ ضعف را به این رژیم ارسال کرده و به آن چراغ سبز نشان داده است که به نقض حقوق بشر، جنایت علیه بشریت و تروریسم تداوم ببخشد.

در میان سیاست سنتی اتحادیه اروپا که خیانت به حقوق بشر و قربانی کردن جان مردم بی گناه برای تجارت و روابط اقتصادی از طریق سیاست سکوت، مماشات و “دیپلماسی” میباشد، مخالفت ها و مطالبات قوی و گسترده ای از سوی شخصیتهای اجتماعی و سیاسی  پدیدار شده اند که خواستار توقف این سیاست ناعادلانه و شکسته خورده شده اند.

بیانیه مطبوعاتی اخیر کمیته بریتانیایی برای آزادی ایران در 22 سپتامبر نشان داد که بیش از 250 قانونگذار از بیش از 23 کشور (عمدتاً از کشورهای اروپایی و برخی کشورهای عربی) از بیانیه ای به نام “به صدای مردم ایران گوش دهید” پشتیبانی کرده اند و از دولتهای متبوع خود خواسته اند تا گامهای لازم را برای اجرای کلیه اقدامات تنبیهی علیه رژیم تهران، به ویژه تحریم تسلیحاتی بردارند.

در این بیانیه آمده است: “رژیم ایران به طور فعال درگیر فعالیت های جنگ افروزانه در منطقه بوده است. این رژیم از همکاری کامل با آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد برجام سر باز میزند و به وضوح بسیاری از بندهای برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل از جمله سطح غنی سازی اورانیوم، ذخیره آن و تعداد سانتریفیوژها را نقض می کند.”

 “مردم ایران بارها و بارها در اعتراضات خیابانی خود فریاد زده اند كه آنها میخواهند ثروت ملی شان در جهت رفاه مردم و ارائه خدمات عمومی پایه ای به ویژه در حال حاضر در مقابله با کرونا هزینه شود. آنها به تاسیسات غنی سازی اورانیوم نیاز ندارند. آنها از برنامه های موشکی بالستیک طرفداری نمی کنند. آنها هزینه کردن سرمایه های خود برای فعالیت های جنگ افروزانه و دخالت در کشورهای خاورمیانه را محکوم می کنند.”

این بیانیه می افزاید: “ما از دعوت رهبر مقاومت ایران مبنی بر اینکه این کشور به دو ارتش نیاز ندارد، پشتیبانی می کنیم. سپاه باید منحل شود و بودجه اختصاص یافته به آن و برنامه های مخرب آن باید برای بهبود زندگی مردم هزینه شود. “

نلسون ماندلا، در سخنرانی معروف خود “راهپیمایی ما به سوی آزادی برگشت ناپذیر است”، (کیپ تاون، 11 فوریه 1990) گفت:

“ما از جامعه بین الملل می خواهیم که به کارزارِ انزوای رژیم آپارتاید ادامه دهند. لغو تحریم ها در این زمان، خطر عقیم ماندن روند ریشه کن کردن کامل آپارتاید را بهمراه دارد.”

امروزه، بسیاری از پارامترها به این واقعیت اشاره دارند که ایران بر سر یک دوراهی تاریخی و در یک لحظه بسیار سرنوشت ساز قرار گرفته است.

امید است که پس از گذشت بیش از چهار دهه از نرمش و مماشات با جمهوری اسلامی ایران، دولتهای غربی سرانجام از خواب بیدار شده و دریابند که نیاز فوری به تغییر سیاستهایشان وجود دارد. تغییر سیاست در جهت همبستگی با مردم ایران و ایستادن در برابر یک رژیم جنگ افروز و خطرناک که حامی تروریسم است و به طور فعال فن آوری های هسته ای و موشکی را دنبال می کند.

امیر سیفی شهروند اتحادیه اروپا، در حال حاضر مقیم ایرلند و اصالتاً ایرانی است. وی یک مدیر مهندسی و یک فعال حقوق بشر میباشد. به دنبال قیام دانشجویی سال 1378، وی مجبور شد به همراه خانواده اش که در ایران سابقه طولانی بعنوان فعال و زندانی سیاسی دارند، از ایران خارج شود.